امام علی (ع): كسى كه دانشى را زنده كند هرگز نميرد.
شوشان ـ محمدجعفر محمدزاده :
ممکن است گفته شود که برخی داستانهای شاهنامه پردامنه و ملال آور است؛ دلیل اصلی این واقعیت چیزی است که خود فردوسی هم به آن واقف است. او آفرینندهی داستانهای شاهنامه نیست بلکه او داستانهای کهن را از روی منبعی مکتوب و منثور به نظم درآورده است.
فردوسی در کار خود امانتدار و پایبند به منبع اصلی بوده و آنچه به او رسیده را بیکم و کاست منتقل کرده است.
تغییر مهم فردوسی در متن اصلی شاهنامه به نظم درآوردن با زبان حماسه است. او در این کار هنرمندی خود را نشان داده است؛ ویژگی دیگر شاهنامه حکمتها و پندها و اندرزهایی است که فردوسی به فراخور در جایجای شاهنامه با ایجاز و اختصار بیان کرده است.
باید بپذیریم که در شاهنامه خطاها و اشتباهای تاریخی هم وجود دارد اینگونه خطاها دو دستهاند: دسته نخست همان است که از منبع اصلی به او رسیده مانند مسیحی دانستن اسکندر در حالی که حمله اسکندر به ایران پیش از میلاد مسیح بوده است برخی دیگر داستانهایی است که باورپذیری آنها دشوار است مانند ماجرای دختران یا خواهران جمشید که به همسری ضحاک درآمدهاند و پس از هزارسال همسر فریدون میشوند؛ اینگونه سخنان مربوط به ذات اسطوره است که در آن زمان و حتی مکان با آنچه ما میدانیم متفاوت است.
تفاوت دیگر زبان فردوسی با دیگر منابع همسان و حتی همدوره این است که در همهجا زبانی پاک دارد. چه در داستانهای عاشقانه چون بیژن و منیژه، زال و رودابه و خواستگاری کردن رستم از تهمینه و چه در توصیف پلیدیها؛ از ایرانی و غیر ایرانی و حتی از دشمن، مانند داستان حلالزاده نبودن ضحاک که در منابع دیگر عریان و واضح آمده اما فردوسی آن را با زبانی پاک بیان کرده است:
مگر در نهانش سخن دیگر است
پژوهنده را راز با مادر است
شاهنامه کتاب رزم و حماسه است اما چون مجلس بزمی و یا سخن عاشقانهای درمیان باشد زبان او کم از عاشقانههای سعدی و حافظ در غزل و نظامی در حماسههای عاشقانه نیست؛ در فرازهایی از داستان زال و رودابه میخوانیم:
سر زلف جعدش چو مشکین زره
فکندهاست گویی گره بر گره
ده انگشت برسان سیمین قلم
بر او کرده از غاشیه سد رقم
بتآرای چون او نبیند به چین
بر او ماه و پروین کنند آفرین
کاروان شعر و ادب فارسی که بیش از هزار و دویست سال پیش با پیشرانی امثال شهید بلخی، رودکی و سپس فردوسی در جهان بهراه افتاد و هنوز هم با سرفرازی پیش میرود؛ بر امروزیان است تا نگذارند این حرکت غرورآفرین و زندگیبخش از حرکت بایستد و از نفس بیفتد. گرچه پیدا شدن شاعرانی چون فردوسی، مولوی، سعدی و حافظ و... سخت است اما حفظ جریان شعر و ادب فارسی برای رویشهای تازه میتواند فرهنگ و ادب ایران را به نسلهای بعدی منتقل کند.
*چکیده و تأملی در چهل و چهارمین شب شاهنامه.